خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
154
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
تقابل بالفعل و بالقوة و لازم هريك نيز معلوم مىشود . در صورتى كه اين مباحث ملكه شود ، قدرتى كامل براى تصرف در معانى پديد مىآيد و اصناف ديگر تلازم كه ممكن هستند ، روشن مىگردد . و بالله التوفيق . فصل چهاردهم : تلازم و تباين قضايا به اعتبار استوا و انعكاس اجزا و مقابلات اجزا هر معنى كلى مفردى كه بتواند به عنوان جزء قضيهء حمليه قرار گيرد ، خواه محصل باشد خواه معدول ، در صورتى كه آن را با معنى ديگرى مانند آن اعتبار كنند ، از دو حال خارج نيست : الف - يا به صورت ايجاب كلّى مىتوان يكى را بر ديگرى حملى نمود . ب - يا بدين صورت قابل حمل نيست . صورت نخست نيز داراى دوگونه است : يا به همانگونه كه به صورت ايجاب كلى يكى بر ديگرى حمل مىشود ، ديگرى نيز بر آن يكى به همين صورت حمل مىشود يا نه . اگر هردو به صورت ايجاب كلى بر همديگر حمل شوند ، آندو معنى در دلالت متساوى هستند . ولى اگر فقط يكى بر ديگرى حملى مىشود ، يكى عامتر و ديگرى خاصتر خواهد بود . در صورتى كه هيچكدام بر ديگرى قابل حمل نيستند ، ميان آن دو مباينت وجود دارد . اين مباينت ممكن است به يكى از صور ذيل باشد : الف - اجتماع هردو و خلو از هردو ممكن است . ب - جمع ممكن است و خلو ممتنع . ج - خلّو ممكن است و جمع ممتنع . د - اجتماع و خلو هردو ممتنع است . هركدام از ايندو معنى در صورتى كه به عنوان موضوع يا محمول قرار گيرند ، در صحت ايجاب و سلب تفاوتى نمىكند : مگر در صورتى كه يكى خاصتر و ديگرى عامتر باشد ، زيرا بين اينكه خاص موضوع و عام محمول باشد يا خاص محمول و عام موضوع تفاوت وجود دارد .